قالب وردپرس پاتوق وردپرس افزونه وردپرس
موسیقی ایرانینوازندگان

ارشد طهماسبی

 

عشق ماند قسمت 1

عشق ماند قسمت 2

عشق ماند قسمت 3

عشق ماند قسمت 4

عشق ماند قسمت 5

عشق ماند قسمت 6

عشق ماند قسمت 7

عشق ماند قسمت 8

عشق ماند قسمت 9 – عشق ماند قسمت 10 – عشق ماند قسمت 11

عشق ماند قسمت 12 – عشق ماند قسمت 13 – عشق ماند قسمت 14

عشق ماند قسمت 15 – عشق ماند قسمت 16 – عشق ماند قسمت 17

ارشد تهماسبی در سال ،۱۳۷۶ نخستین موزه خصوصی موسیقی در ایران را تشکیل داد. در آپارتمانی دو یا سه اتاقه، استیجاری و با تزئینات بسیار زیبا. او عشق غریبی به ساز تخصصی خود – تار – دارد و آن را شایسته می بیند که موزه ای مخصوص آن برایش تدارک دیده شود. او این «جایگاه تار» را با هزینه شخصی و از «جیب معلمی» به راه انداخت و تا حدود یک سال دوام کرد.
در این موزه، هر چه مربوط به تار بود، دیده می شد: سازهای قدیمی، انواع مضراب از نوازندگان بزرگ (درویش، شهنازی، شهناز، لطفی، مجد و …) برش هایی از انواع چوب و عاج و کاسه و سرپنجه و… عکس های استادان بزرگ تارنوازی و تارسازی، کتاب ها، نوارها و حتی صفحه های قدیمی از نواخته های شهنازی و میرزاحسینقلی و علینقی وزیری. او هنگامی که این موزه را تأسیس کرد، از مرجعی کمک نخواست و هنگامی هم که نتوانست مخارج آن را تحمل کند، باز هم به راه مستقل و بی نیاز خود ادامه داد. در عین حال، تمرین و تدریس وتألیف را نیز رها نکرد. او جزو موسیقیدانان معدودی است که تقریباً هیچ سال را بدون اثر منتشر شده، به پایان نرسانده است. در عین این که با همه این مشاغل، راهنمای دائمی اهل تحقیق نیز بوده است. زندگی خانوادگی او در کنار همسر و یگانه پسرش، با مهر و درایت همسری هنرمند و هنرشناس، قوام گرفته است. نام همسر ایشان، خانم کیانوش امیری در کتاب های اولیه ارشد به چشم می خورد، و ایشان نویسنده نت های آن کتاب ها بودند. هم اکنون نیز از طراحان چیره دست در لباس و دکور هستند و هنر او در لباس اعضای گروه و دکور صحنه کنسرت ارشد تهماسبی، جلوه گر بوده است.
ارشد تهماسبی برای نخستین بار در تاریخ موسیقی ایران، کنسرتی را به مدت بیست شب متوالی روی صحنه برد! در فرهنگسرای نیاوران به سال ،۱۳۸۰ و کسانی که بامراحل توانفرسای تمرین و اجرا و سرپرستی گروه و نظارت بر عوامل صحنه و کنسرت و … آشنا هستند، می دانند که این کار چه صبر و توان زیاده از حدی را می طلبد و چه حد دشوار است. بر این دشواری باید حساسیت ها و نکته بینی های ظریف ارشد تهماسبی را نیز بیفزاییم. مجموعه این دشواری ها و حساسیت ها، فشار بسیاری را بر او وارد کرد ولی «عشق داند» که در این کار چیست و بالاخره حاصل کار، درخشان و ماندگار از کار درآمد. همراهان او در این بیست شب، محمدرضا ابراهیمی، سیما حبیبی، حمیدرضا خبازی، سعید نایب محمدی و دوست صمیمی او، داریوش زرگری بودند. «رئیس السادات» نوجوان نیز در این کنسرت با این گروه همکاری داشت. او در این باره می گوید:

«دو سه سال پیش، یکی از دوستان همدانی را دیدم و گفت چرا سری به شهر خودتان نمی زنید؟ من و زرگری فکر کردیم، برنامه ای بگذاریم گروهی تشکیل بدهیم و برای کنسرت به همدان برویم. اما چیزی حدود شش ماه در تماسی تلفنی بودیم که یک کنسرت در یکی از سالن های همدان بگذاریم و نشد! فکر می کردم که چطور می شود راحت کنسرت بگذاریم و یا تور بگذاریم و مخاطب هایی را جلب کنیم که بتوانیم به شکل حرفه ای روی صحنه برویم. رسم کنسرت های ما اکنون این است که در یک تالار بزرگ یا کوچک سر شب روی صحنه می رویم و می آییم پایین و تا دستمان بخواهد گرم شود، کنسرت تمام می شود و اصلاً نمی فهمیم چه اتفاقی افتاده است. اگر ما می توانستیم سر شب در تهران کنسرت بدهیم و بعد به فاصله دو سه روز برویم و همان کنسرت را در شیراز و اصفهان و شهرهای دیگر بگذاریم خیلی خوب بود . مقوله نوازنده ها یک مقوله حسی است.

بازیگرهای تئاتر هم این کار را می کنند و وقتی با حس تمام روی صحنه می روند، دو ماه تمام روی آن صحنه ایفای نقش می کنند.
چرا موسیقیدان ها نتوانند این کار را بکنند؟ اما موسیقیدان ها هم می توانند! و ما اصلاً به این فکر نکردیم که می شود اجراهای طولانی برای این نوع موسیقی گذاشت. با طراحی این کنسرت طولانی به این فکر کردم که تجربه حرفه ای صحنه را داشته باشیم و … با همین سالن کوچک در ۲۰ شب، حدود پنج یا شش هزار نفر تماشاچی خواهیم داشت.
یکی از زیباترین ملودی های موسیقی دستگاهی ایران در مایه بیات اصفهان به همراه شعر حافظ در این کنسرت ها اجرا شد: «شاه شمشاد قدان خسرو شیرین دهنان» که بعدها در نوار هم ضبط شد. هم اکنون ارشد تهماسبی به تازگی انتشار آلبوم شش ساعته ردیف میرزاعبدالله با تار نوازی خود را به پایان برده و به انتشار نواری می اندیشد که با حس و حال تمام عیاری در یکی از کنسرت های شمال کشور، نواخته و برگی زرین است بر کارنامه پربار او در موسیقی ایرانی.

نویسنده:

سید علیرضا میرعلی نقی

http://www.harmonytalk.com/id/775

منبع:

روزنامه ایران

ارشد تهماسبی، متولد ۱۳۳۶ – الیگودرز.
نوازنده تار و سه تار، مدرس ردیف موسیقی ایرانی ، محقق و مؤلف
هنر آموخته نزد محمدرضا لطفی و حسین علیزاده، عضو کانون فرهنگی – هنری چاووش و گروه شیدا (در اوان تأسیس)، کنسرت های پژوهش در ایران و خارج از ایران، مؤسس «جایگاه تار» (نخستین موزه خصوصی موسیقی در ایران)
از آثار:
کتاب های: مجموعه آثار درویش خان
مجموعه آثار رکن الدین خان
برنامه دشتی براساس آثار استاد موسی معروفی
سه چهار مضراب، صدرنگ رنگ، جواب آواز، وزن خوانی واژگانی، تصنیف های عارف
نوار (سی.دی)های
مجموعه آثار دوریش خان و رکن الدین خان
پنجه دشتی، جواب آواز، صد رنگ رنگ
دلدار همراه داریوش زرگری و محسن کرامتی
عشق داند همراه سالار عقیلی
و مجموعه ردیف میرزا عبدالله اجرا با تار

بیش از هفت سال است که ارشد تهماسبی، در خلوت اتاق کار و تمرین خود، روی «فرهنگ گوشه ها» کار می کند. دقت نظر، صبوری و وسواس او، گاه مانع می شود که حاصل فکر و تحقیق او، زود به دست علاقه مندان برسد. خود او هم اصراری ندارد که هر سال یک جلد کتاب یا یک حلقه نوار و سی.دی به اجتماع عرضه کند و از کنسرت دادن هم توبه کار شده است. اگرچه هر یکی دو سال باز هم هوای کنسرت دادن را می کند و مشکلات توانفرسایش را به جان می خرد و دست آخر، خسته و درهم کوفته، گریزان از استقبال فراوان شنوندگان موسیقی گروه او، به خانه برمی گردد و روی ادامه تحقیقاتش کار می کند.
شخصیت چند وجهی ارشد تهماسبی از نوازندگی، تدریس و تألیف، همیشه با آثار او در اجتماع مطرح بوده و او از حضور دائم در کنسرت ها، جلسات، گردهمایی ها و محافلی که محل رفت و آمد همیشگی بسیاری از هنرمندان برای حفظ روابط و موقعیت هایشان است، گریزان بوده و هست. روحیه فروتن و محجوب او به کنار، او معتقد است که این رفت و آمدها با نفس کار جدی منافات دارد و نمی گذارد کاری به انجام و سرانجام برسد. ارشد تهماسبی، در سن ۴۹ سالگی و با گذراندن مراحل مشکل تحصیل و تدریس و ایفای شایسته نقش استاد و پدر در محیط آموزشگاه و خانواده و تربیت ده ها شاگرد، کارنامه ای پربار و درخشان در انتشار آثار شنیداری و نوشتاری دارد. آثاری که هیچ کدام معمولی و پیش پا افتاده نیستند، بلکه مرجع هستند و مورد استفاده علاقه مندان به موسیقی دستگاه ایرانی. در واقع، هنرجویان با آثار او بود که مجموعه کاملی از حیات موسیقایی درویش خان و رکن الدین خان و عارف قزوینی را شناختند، مجموعه ای کامل از « رِنگ»ها در اختیارشان قرار گرفت، با مفهوم «جواب آواز» به صورتی مدون و مرتب روبرو شدند و با وزن خوانی، از طریق موسیقی حروف و واژگان زبان فارسی سر و کار پیدا کردند. زمینه تألیفات ارشد تهماسبی، همه در موسیقی دستگاهی است، ولی موضوعات آن بسی متنوع است و حکایت از وسعت مشرب او دارد. تنوع موضوع در این تألیفات نشان می دهد که او با موسیقی از منظر تفنن سر و کار نداشته و به نیازهای عملی در کار موسیقی، توجه داشته است. او نیک دریافته است که خواننده کتاب های این هنر، نمی خواهد با یک سلسله مسائل و موضوعات انتزاعی و با زبان غامض سر و کار داشته باشد. می خواهد موسیقی را در نظر بشناسد و در عمل به کار ببرد و مجموع دانش نظری و عملی او، سطح معرفت شناسی این هنر را در نظر او اعتلا دهد. از این جهت، آثار شنیداری و نوشتاری ارشد، تأثیری عمیق و پنهان و بدون جنجال در جامعه موسیقی ایران داشته است. این تألیفات و پژوهش ها را مشکل بتوان با عنوان و یا برچسب «دانشگاهی»، «خودجوش» و یا «حرفه ای» شاخت. آنها را می توان آثاری دانست که از بطن شناخت نیازهای نظری و عملی در ارتباط با موسیقی دستگاهی برآمده اند.
ارشد تهماسبی متولد الیگودرز است. در سال های نوجوانی و بخشی از جوانی او که در همدان گذشت، وضع کلی بهتر بود. از طریق برنامه های کاخ جوانان سابق که با موسیقی جدی و موسیقیدانان خوب مرکزنشین ارتباط داشت ، او توانست نخستین دریچه های شناخت به دنیای موسیقی را بگشاید. در همین سال ها بود که با داریوش زرگری، نوازنده تنبک (۱۳۸۰ – ۱۳۳۷) آشنا و دوست شد و این دوستی و همکاری تا آخر عمر کوتاه زرگری ادامه داشت.
در سال ۱۳۵۴ ارشد به تهران آمد برای تحصیل موسیقی که روح و روان او را به خود کشیده بود. در یکی از روزهای همین سال به دیدن کنسرتی از استاد فرامرز پایور در تالار رودکی رفت. نظم کار و زیبایی صدای گروه استاد پایور از کنسرت آن شب خاطره ای فراموش نشدنی در ذهن ارشد جوان به جا گذاشت. از همان زمان فریفته آثار درویش خان، موسیقیدان بزرگ اواخر عصر قاجار شد و خودش در این مورد تعریف می کند: «بعد از اتمام کنسرت به پشت صحنه رفتم و با ساده دلی از استاد فرامرز پایور پرسیدم که مجموعه آثار درویش خان را کجا می شود پیدا کرد؟ استاد هم به سادگی و صراحت، خیلی کوتاه گفت: از لای کتاب ها!!» و در همان حال پوشه ای مرتب و تمیز از آثار درویش را که خود نت نویسی کرده بود، در دست داشت. گفتن این که گردآوری های استاد پایور از مجموعه آثار درویش و رکن الدین خان هنوز هم منتشر نشده است ولی همت ارشد جوان در سال های بعد به بار نشست و هم اکنون مجموعه های او به چاپ چندم رسیده است.
او در تهران با نخستین گروه تحصیلکرده های رشته موسیقی در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران آشنا شد و استادانش را بین آنها یافت: محمدرضا لطفی و حسین علیزاده، این دو هنرمند به همراه پرویز مشکاتیان در آن زمان، سردمداران جوان جریان «بازگشت به سنت های هنری موسیقی قدیمی» بودند. ارشد در آن سال ها، با جدیت به تمرین تار و فراگیری موسیقی دستگاهی مشغول بود و مطالبی که از این دو استاد اصلی خود آموخت، بعدها بسیار به کارش آمد، ناگفته نماند که محل تعلیم او، کلاس های مرکز حفظ و اشاعه موسیقی ایرانی بود و از محضر هنرمند ارزنده و متشخص، هوشنگ ظریف نیز استفاده می کرد.
علیرغم مخالفت های محیط خانوادگی، او عاشقانه به موسیقی ادامه داد. در سال ۱۳۵۸ به رشته موسیقی در دانشکده هنرهای زیبا وارد شدولی بعد از یک سال دانشگاه را ترک کرد (رشته موسیقی در سال ۱۳۶۷ بازگشایی شد ولی ارشد دیگر به تحصیل در آن محیط تمایلی نداشت). او کار عملی و حضور در محیط هایی که در آنها لطفی و علیزاده و مشکاتیان و فرهنگ فر بودند را خوشتر می داشت و با کار در آن فضاها، تجربه و مهارت خود را اعتلا می داد. در ۲۴ سالگی نخستین کلاس های تدریس خود را دایر کرد و با توجه به استانداردهایی که در آن زمان نسبت به امروز سختگیرانه تر بود، از معلمان جوان و با صلاحیت به حساب می آمد. جالب این که شخصیت معلمی او از شخصیت تک نوازی و بداهه سرایی او جداست و ارشد این جمع اضداد را به خوبی از عهده برآمده است. هنگام معلمی مقید و منضبط و صبور و مصر به رعایت موبه موی مطالب است و هنگام نوازندگی و بداهه نوازی، آزاد و رها و گاه بسیار با احساس و تأثیرگذار. محمدرضا لطفی در یکی از شماره های مجله «نامه شیدا» (چاپ آمریکا، زمستان ۱۳۶۸) می نویسد هنگامی که او را در نوجوانی دیدم، هنگام شنیدن و نواختن موسیقی چنان شوریده و بی قرار بود که مرا به یاد حالات هنرمندان بزرگ و بی قراری های آنها می انداخت.» هم اکنون نیز ارشد با استادش در کلاس های مکتب خانه میرزاعبدالله همکاری دارد.
ارشد تهماسبی و استاد دیگرش حسین علیزاده، از نخستین نوازندگانی هستند که روی صحنه با یکدیگر دونوازی تار اجرا کردند.این تجربه را یک بار دیگر حسین علیزاده و محمدرضا لطفی در یکی از کنسرت ها در آمریکا انجام داده بودند.تهماسبی همراه با علیزاده در تدوین و انتشار مجموعه «ده قطعه برای تار» همکاری داشته و در جای جای نوشته هایش، احترام به مقام استادی و هنری حسین علیزاده هویدا است.
گو این که رفتار و شخصیت او همیشه یک الگوی درخشان برای حفظ اخلاق حرفه ای و احترام به استادان گذشته و سخاوت با شاگردان بوده است.

 

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید

بستن
بستن